اگر هوندا به تولید هوندا e ادامه میداد چه میشد؟ آن خودرو طراحی بسیار دلپذیر و رانندگی جذابی داشت، اما به باتری بزرگتر و قیمت پایینتر نیاز داشت. حالا که هوندا e برای همیشه کنار رفته، نیو فایرفلای میتواند جایزه تسلی بسیار خوبی باشد.
این سوپرمینی را شرکت نیو ساخته، اما فایرفلای برند کاملاً مستقل خود را دارد؛ درست مانند زمانی که بیامو برند مینی را احیا کرد: فقط فایرفلای، بدون نام مدل اضافه.
این خودرو چند ماه است که در اروپا عرضه شده و تأیید شده که سال ۲۰۲۶ به بازار بریتانیا نیز میآید. به نظر من حداقل، ظاهر آن واقعاً جذاب و چشمنواز است. حالوهوای هوندا e را دارد، اما چراغهای سهگانه در جلو و عقب و حالت ایستاده چرخهای نسبتاً بزرگ، آن را به خودرویی کاملاً متمایز و اصیل تبدیل کرده است.
بررسی نیو فایرفلای
شگفتآور شاداب و لذتبخش در رانندگی. فضای داخلی نیز جادار است، هرچند برخی جزئیات هنوز خام به نظر میرسند.
نکات مثبت: طراحی بسیار جذاب، هندلینگ دیفرانسیل عقب در خودرویی کوچک، فضای جادار نسبت به ابعاد
نکات منفی: فقدان دکمههای فیزیکی، طراحی داخلی کمی ساده و فرمان مربعی شکل، باتری نسبتاً کوچک
طراحی و استایلینگ
مزایا: ظاهر بسیار زیبا، سیستم دیفرانسیل عقب به همراه تعلیق مولتیلینک عقب
معایب: ظرفیت باتری محدود
مشخصات فنی این خودرو کمی یادآور هوندا e و مینی الکتریک است. نیو قصد داشته خودرویی کوچک و لوکس بدون هیچگونه مصالحهای برای بازار اروپا بسازد، به همین دلیل نهتنها از تعلیق مولتیلینک در عقب استفاده کرده (مانند مینی کوپر E و رنو ۵) بلکه سیستم دیفرانسیل عقب را نیز به کار گرفته است.
در سایر بخشها هم ویژگیهای معمول خودروهای چینی دیده میشود؛ یعنی اطلاعات فنی خیلی دقیق در دسترس نیست، ولی اصول کلی کاملاً استاندارد هستند.
باتری از نوع LFP با ظرفیت ۴۱.۲ کیلوواتساعت است که برای خودرویی در این کلاس کمی کوچک به نظر میرسد. نقطه قوت آن سرعت شارژ سریع ۱۰۰ کیلوواتی است. برخلاف مدلهای بزرگتر نیو، فایرفلای امکان تعویض سریع باتری را ندارد، اما در کل برای سفرهای قارهپیما طراحی نشده و زیرساخت تعویض باتری در بریتانیا هم هنوز خیلی دور از دسترس است.
کابین و فضای داخلی
مزایا: طراحی نسبتاً شاداب، فضای بسیار جادار برای خودرویی کوچک، سیستم اینفوتینمنت امیدوارکننده
معایب: شکل عجیب و غریب فرمان، نبود کنترلهای فیزیکی، بسیاری از عملکردها نیاز به چندین ضربه روی صفحه دارند
شادابی طراحی خارجی تا حدی به داخل کابین هم راه پیدا کرده و رنگها و پارچههای جذاب به کار رفته، اما در کل مینیمالیسم معمول چینیها حاکم است: یک صفحهنمایش غولپیکر، مقدار زیادی پلاستیک بژ و فرمانی با شکل کاملاً غیرمنطقی.
صندلیها با وجود تنظیم محدود، بسیار راحت و پشتیبان خوبی دارند. بزرگسالان به سختی میتوانند در عقب بنشینند و حجم صندوق عقب ۳۴۸ لیتر به همراه فرنک ۶۵ لیتری است؛ هیچکدام از این ویژگیها در مینی یا رنو ۵ وجود ندارد (البته باید گفت هر دو رقیب کمی کوچکتر هستند).
برای قضاوت نهایی درباره سیستم اینفوتینمنت باید زمان بیشتری با خودرو بگذرانم، اما در نگاه اول بسیار بهتر از اکثر خودروهای چینی عمل میکند. رنگهای شاد و گرافیک جسورانه هویت بصری خاص خودش را دارد و منوها سلسلهمراتب منطقی دارند. صفحه اصلی هم بسیار هوشمندانه طراحی شده و کاشیهای قابل شخصیسازی برای ناوبری، رسانه و سایر عملکردها ارائه میدهد.
تنها نقطه ضعف بزرگ این است که برای خاموش کردن همه صداهای هشدار و بوقها باید تعداد بسیار زیادی گزینه را لمس کنید. دکمه «بیصدا کردن سیستمهای کمکراننده» امیدوارکننده به نظر میرسد، اما عملاً هیچ کاری نمیکند.
پیشرانه و عملکرد
مزایا: بالانس عالی دیفرانسیل عقب، کالیبراسیون مناسب پیشرانه
معایب: کیفیت سواری نهچندان ایدهآل، سیستمهای کمکراننده آزاردهنده
با ۱۴۱ اسببخار قدرت، فایرفلای خودروی اسپرت نیست، اما شتابگیری آن کاملاً چابک و کافی احساس میشود. تنظیمات مختلف ترمز احیایی دارد که اکثرشان بسیار نرم و پیشرونده هستند، بنابراین رانندگی نرم و یکنواخت با آن کاملاً آسان است.
واقعاً از وجود دیفرانسیل عقب در خودرویی به این اندازه کوچک لذت بردم؛ نه به خاطر حرکات نمایشی، بلکه به این دلیل که چنین بالانسی در این کلاس بسیار نادر است. در مینی و رنو ۵ همیشه باید کمی با فرمان مبارزه کنید، اما در فایرفلای همه چیز کاملاً طبیعی و بدون دخالت اضافی است. حس فرمان چندان قوی نیست، اما وزنگذاری و پیشرفتگی طبیعی دارد و خودرو با قدرت از پیچها خارج میشود. میتوانید به راحتی ریتم دلخواه خود را پیدا کنید و این بسیار لذتبخش است.
در بالای منوی کروز کنترل تطبیقی تصویری نشان داده میشود که خودرو در حال کاهش سرعت است تا به ماشینی که در لاین وسط مانده برسد و همزمان خودرویی از سمت راست سبقت میگیرد. این دقیقاً نشان میدهد که چگونه کروز تطبیقی بزرگراههای ما را به جهنمی بدون رعایت لاین تبدیل کرده است.
البته نقاط خامی هم دارد. فرمان کمی دور محور مستقیم عصبی است و شکل عجیب آن هم کمکی نمیکند. لاستیکهای گیتی که روی خودرو تست بود در خشک چسبندگی قابل قبولی داشتند اما خیلی زود جیغ میکشیدند. کیفیت سواری هم چندان درخشان نیست و روی ناهمواریهای کوچک و بزرگ کمی پرجنبوجوش میشود.
مصرف انرژی و هزینهها
مزایا: مصرف بسیار بهینه، سرعت شارژ سریع مناسب
معایب: ظرفیت باتری کوچک برد را محدود میکند، قیمت نهایی در بریتانیا هنوز اعلام نشده
در تست کوتاه مدت ما، کامپیوتر سفری مصرف ۴.۴ مایل به ازای هر کیلوواتساعت (حدود ۷.۱ کیلومتر به ازای هر کیلوواتساعت) را نشان داد که با باتری کمی کوچک، برد واقعی قابل استفادهای حدود ۲۹۰ کیلومتر (۱۸۰ مایل) ارائه میدهد.
با این حال برای خودرویی که قرار است همهکاره باشد، واقعاً باید باتری نزدیک به ۵۵ کیلوواتساعت و برد حدود ۳۸۵ کیلومتر داشته باشد؛ بهخصوص وقتی قیمت آن را در نظر بگیریم.
هنوز برای قیمت در بریتانیا زود است، اما در هلند حدود ۳۰,۰۰۰ یورو (تقریباً ۲۶,۴۰۰ پوند) قیمت دارد که دقیقاً همرده نسخههای بلندبرد رنو ۵ و مینی کوپر SE است.
اگر به دنبال خودروی الکتریکی کوچک و لوکس هستید، پیشنهاد میکنیم نگاهی هم به اجاره خودروهای لوکس در کیش بیندازید و تجربه رانندگی متفاوت را با کیش توربو امتحان کنید.







