
بررسی کامل رنج روور ولار ۲۰۲۶ | طراحی لوکس، عملکرد و ویژگیها | کیش توربو
کلکسیون خودروهای آماده اجاره در جزیره کیش
با یک کلیک، ماشین رؤیاهات رو انتخاب کن! ما در سریعترین زمان در هر نقطه از کیش به شما تحویل میدیم.
مشاهده لیست کامل خودروها و جزئیات بیشتر →رنج روور ولار شاید تصویر رایج یک شاسیبلند متوسط و میانرده در صنعت نباشد، اما دقیقا همین جایگاه را برای بخش لوکس SUV شرکت JLR ایفا میکند. این موضوع به همان اندازه که درباره خود خودرو اطلاعات میدهد، درباره برند رنج روور به عنوان یک زیربرند مدرن نیز گویاست. اکنون در میانه عمر نسل اول خود، ولار یک گزینه استایلمحور بالا در برابر رقبایی مانند مرسدس GLC، بی ام و X3 و آئودی Q5 اسپورتبک محسوب میشود و بهروزرسانی اخیر آن، هرچند ملایم، کمی بیشتر بر اعتبار SUV طراحمحور آن افزوده است.
ولار از سال ۲۰۱۷ وارد نمایندگیهای بریتانیا شد و مدل اصلی بود که لندروور واقعا بر استایل تمرکز کرد. جری مکگاورن، مدیر طراحی JLR، از فرصت یک بوم خالی استفاده کرد تا خودرویی نه تنها برای پر کردن فاصله بین ایووک و رنج روور اسپورت بسازد، بلکه پتانسیل برند رنج روور را برای جذب مشتریانی که طراحی برجسته را به اندازه فضای داخلی، قابلیت و لوکس سنتی رنج روور ارزشمند میدانند، نشان دهد.
بر اساس کانفیگوریتور JLR، امکان سفارش نسخه بهروزشده P400e با برد تمامالکتریکی معادل ۴۰ مایل وجود ندارد، بنابراین خودرو به سختی از نرخ مالیات سود شغلی ۸ درصدی محروم میشود.
ولار فروش خوبی داشته و به خوبی در خانواده رنج روور جا افتاده است، به طوری که مدلهای خواهر آن نیز کمی از جذابیت طراحی منعکسشده آن بهره بردهاند. اکنون JLR فرصت را غنیمت شمرده تا ظاهر بیرونی را کمی تازه کند، گزینههای پیشرانه را بهبود بخشد و کابین و فناوری اطلاعات-سرگرمی را گستردهتر بازنگری کند.
در زیر پوست، رنج روور ولار همچنان کاملا «مبتنی بر خودرو» است. پلتفرم عمدتا آلومینیومی آن همان معماری مورد استفاده در جگوار XE و جگوار XF است، در حالی که جگوار F-Pace خویشاوند نزدیکتری محسوب میشود.
به طور طبیعی، چهارچرخ محرک و سیستم Terrain Response لندروور هر دو استاندارد هستند، حتی در پایهترین نسخهها – اما موتورهای چهار سیلندر، سیستم تعلیق فنری و ارتفاع سواری نسبتا پایین (حداقل برای یک رنج روور) نیز استانداردند. در سوی دیگر طیف، موتورهای شش سیلندر توربوشارژ قدرت، پالایش و قابلیت معمولی رنج روور را وعده میدهند؛ سیستم تعلیق بادی تطبیقی با تنظیم ارتفاع، تنوع دینامیکی زیادی اضافه میکند و نسخه پلاگین-هیبرید بنزینی-الکتریکی کارایی مالیاتی برای کاربران ناوگان را ارائه میدهد.
خلاصه سری رنج روور ولار
طیف مدل ولار بازار بریتانیا کمی محدود شده و شامل دو مدل بنزینی و دو دیزلی به علاوه یک نسخه چهار سیلندر پلاگین-هیبرید است. P250 از موتور بنزینی توربو چهار سیلندر اینجنیوم لندروور استفاده میکند، در حالی که D200 از موتور دیزلی ۲.۰ لیتری مشابه بهره میبرد.
D300 و P400 از موتورهای شش سیلندر خطی توربو نسل جدید اینجنیوم استفاده میکنند، در حالی که P400e موتور الکتریکی را با موتور بنزینی چهار سیلندر ترکیب میکند.
سطوح تریم از Velar S شروع شده و به ترتیب به Dynamic SE، Dynamic HSE و Autobiography میرسد؛ تجهیزات غنیتر و مواد کابین لوکستر برای دو سطح آخر رزرو شده است.
طراحی و استایل
شرکتهای خودروسازی اغلب درباره هویت و زبان طراحی صحبت میکنند، اما حتی اگر JLR هیچکدام را مطرح نمیکرد، با ظهور ولار در ۲۰۱۷ متوجه میشدید که این یک رنج روور مانند هیچکدام از قبلیها است. ظاهری فوقالعاده شیک و شبیه خودروی نمایشی با پلاک داشت – و اکنون JLR کمترین دخالت را در یک دستور پخت موفق انجام داده است.
در سال ۲۰۲۳، میتوان بهروزرسانی طراحی بیرونی خودرو را تا حدودی سادهانگارانه دانست. چراغهای جلو و عقب جدید، جلوپنجره رادیاتور تازه، سپرهای بازطراحیشده و گزینههای رنگ بدنه جدید وجود دارد – اما تاثیر کلی ظریف است. این نوع بهروزرسانی را شاید هنگام تعقیب یا تعقیب شدن در تاریکی متوجه شوید – اما در غیر این صورت نیاز به چشم تیزبین دارد.
صحبت لندروور درباره جزئیات ظریف این مدل بهروزشده عمدتا قابل چشمپوشی است – اما نمیتوان انکار کرد که این خودرو حتی اکنون چقدر خوب به نظر میرسد. نشان میدهد که شاسیبلندها نیازی به تظاهر به کوپه بودن برای جلب توجه ندارند.
از نظر فنی، اکثر طیف موتور ولار تقریبا بدون تغییر باقی مانده است. انتخاب گستردهای از موتورهای احتراقی چهار و شش سیلندر با فناوری mild-hybrid – هم بنزینی و هم دیزلی – همچنان بخشی از زرادخانه خودرو است. در همین حال، نسخه پلاگین-هیبرید چهار سیلندر بنزینی-الکتریکی P400e باتری محرک بزرگتری دریافت کرده و برد الکتریکی تعیینکننده مالیات را افزایش داده است.
از نظر فنی، ولار ادامه منطقی خانواده رنج روور است: مقاومتر از ایووک، اما کمتر از رنج روور اسپورت یا رنج روور کامل. مونوکوک عمدتا آلومینیومی آن همانند جگوار F-Pace است. موتور طولی در جلو قرار دارد و از طریق گیربکس هشت سرعته ZF به تمام چهار چرخ نیرو میرساند.
خط محرک عمدتا همانند جگوارها است، بنابراین ولار ابتدا خودرویی دیفرانسیل عقب است و با کلاچ در گیربکس میتواند نیرو را به چرخهای جلو منتقل کند. در خودرویی مانند رنج روور، این انتقال بسیار بیشتر از آنچه در آفرودهای «کمتر» لازم است، رخ میدهد.
گیربکس کمسرعت وجود ندارد، اما فاصله از زمین (تا ۲۵۱ میلیمتر) و زوایای ورود و خروج و عمق عبور از آب معمولی رنج روور در خودروهای مجهز به تعلیق بادی تنظیمشونده ارتفاع وجود دارد (که خودروی آزمایشی Dynamic SE ما به صورت آپشن داشت).
همه این اعداد بدتر از رنج روور تماماندازه است اما برتر از هر خودروی دیگر در این بخش. چیزی که در رنج روور بزرگ پیدا نمیکنید اما اینجا هست، موتور دیزلی mild-hybrid چهار سیلندر از سری اینجنیوم JLR است. این موتور ۲۰۱ اسب بخار تولید میکند که برای دیزل ۲.۰ لیتری بد نیست، اما خودرویی نزدیک به دو تن را به حرکت درمیآورد.
داخلی
داخلی ولار بیشترین توجه را در بهروزرسانی میاندورهای دریافت کرده است. ولار که پیش از شروع نصب سیستم اطلاعات-سرگرمی Pivi Pro جدید JLR روی خودروهایی مانند دیفندر، رنج روور و رنج روور اسپورت آمده بود، اکنون اولین محصول JLR با کنسول نسل جدید Pivi Pro است که عملکردهای بیشتری را شامل میشود.
در منوهای مختلف، سیستم کنترلهای آب و هوایی، صوتی و Terrain Response خودرو را یکپارچه کرده – و این امکان را فراهم کرده تا طراحی تونل انتقال ولار بیشتر ساده و مرتب شود.
برخی پلاستیکهای سخت داشبورد بالایی و پنل درهای ولار از انتظارات من برای کیفیت لمسی یک رنج روور فاصله زیادی داشت. حتی یک ولار متوسط با قیمت کمی کمتر از ۶۰ هزار پوند باید استاندارد بالاتری تعیین کند.
با این حال، نتیجه نهایی، هرچند شیک، به نقطهای خالی و برهنه به نظر میرسد. دکمه فیزیکی ولوم و کنترلهای دمای تهویه قدیمی حذف شده و پنل نمایشگر ثانویه که بخشی از آن بودند کاملا کنار گذاشته شده و با فضای ذخیرهسازی و شارژر بیسیم تلفن جایگزین شده است.
نتیجه، به طور قابل پیشبینی، پیچیدگی ناخواسته در رابط انسان-ماشین ولار است – هرچند طراحی صفحه اصلی منطقی سیستم اطلاعات-سرگرمی با میانبرهای دائمی مفید در لبههای جانبی، اثرات منفی را کاهش میدهد. میتوانید با یک ضربه انگشت بین کنترلهای آب و هوایی، ناوبری، سیستم صوتی و سایر منوها جابهجا شوید؛ و لندروور ادعا میکند ۸۰ درصد ورودیهای مورد نیاز تنها با دو ضربه انجام میشود.
این ضربههای انگشتی نیاز به توجه کامل دارند – نه یک نگاه سریع. آنها به وضوح بیشتر از چرخاندن یک دکمه دما که همیشه در جای خود است، شما را از جاده منحرف میکنند. همچنین ضربه به نمایشگر لمسی خمیده است که – هرچند خوب قرار گرفته، پاسخگو و زیبا رندر شده – خیلی سریعتر کثیف و لکهدار میشود، زیرا (بدون کنترلگر فیزیکی جداگانه) چارهای جز ضربه زدن مکرر ندارید.
شاید حماقت باشد که خودروهای لوکس کنترلهای فیزیکی ثانویه کابین را بیش از حد حذف کنند، زیرا هر کدام فرصتی برای سنگینتر، گرانتر و بهتر مهندسیشده نشان دادن خودرو نسبت به بعدی است. سلکتور دنده ولار بهروزشده یکی از معدود فرصتهای باقیمانده است – و از نظر هپتیک کمی سبک و بیکیفیت به نظر میرسد.
در جای دیگر کابین، حداقل در خودروی آزمایشی D200 Dynamic SE ما، کیفیت مواد کابین بالا و پایین بود. هرجا مواد پددار ضخیم داشبورد استاندارد ادراکی را بالا میبرد، میتوانستید اتصالات و روکشهای سختتر و ارزانتر را نزدیک پیدا کنید.
به طور کلی، صندلیهای جلو ولار موقعیت رانندگی آرام و نیمهخوابیدهای میدهند که اگرچه بلند است اما کمتر از رنج روور بزرگ یا رنج روور اسپورت فرماندهنده به نظر میرسد. دید به اکثر جهات معمولاً خوب است – با ستونهای B کمی حجیم.
فضای ذخیرهسازی کوچک نیز فراوان است و هرچند فضای پای عقب بیش از حد کافی در این کلاس نیست (در حقیقت بزرگسالان میتوانند راحت پشت بزرگسالان بنشینند و چقدر هوا جلوی زانوهایتان نیاز دارید؟)، جبران آن صندوق عقب به طور قابل توجهی بزرگتر از برخی شاسیبلندهای متوسط است.
موتورها و عملکرد
موتورهای دیزلی در اکثر بازار خودرو در حال مرگ تدریجی هستند، در حالی که در گوشههایی از آن باقی ماندهاند – و ولار یکی از آنهاست. موتور پایه دیزلی چهار سیلندر ۲۰۱ اسب بخاری D200 هیچ خجالتی برای آن ندارد. D200 شاید عملکرد متوسطی داشته باشد، اما پاسخگویی و قابلیت رانندگی هر دو خوب است و خودرو در رانندگی روزمره مطمئن به نظر میرسد و با بار سبک گاز در زمان کوتاه سرعت خوبی میگیرد.
نسخههای قبلی دیزل ۲.۰ لیتری اینجنیوم JLR ویژگیهای تعویض آهسته و شروع کند و چسبناک داشتند، اما این مشکلات اکنون در نسخههای mild-hybrid جدید مدتهاست فراموش شدهاند که روان، گشتاور بالا و به طور کلی پاسخ بسیار خوبی به تقاضاهای عملکردی در حال حرکت دارند.
این موتور برای دور بالا زدن به خودی خود نیست؛ بالای ۳۵۰۰ دور در دقیقه پر سر و صدا است. اما نحوه قفل شدن مبدل گشتاور و تقویت سیستم mild-hybrid زیر آن سطح باعث میشود سفرهای بالای آن سطح نسبتا نادر باشد.
عایق مکانیکی کلی خوب اما نه عالی است. D200 را سخت کار کنید – همانطور که گاهی با خودرویی دو تنی ۲۰۱ اسب بخاری نیاز است – کمی پر سر و صدا و نفستنگی میشود، اما مشکلساز نیست. با رانندگی متعادلتر، مصرف واقعی ۵۰ مایل بر گالن که چندان شبیه رنج روور نیست قابل دستیابی است.
عملکرد کاغذی در هر دو مدل بنزینی ولار، دیزل شش سیلندر D300 و P400e (که طبق ادعای سازنده تا ۵.۱ ثانیه به ۶۲ مایل در ساعت میرسد) قویتر از D200 است، بنابراین گزینههای زیادی برای کسانی که چیزی سریعتر میخواهند وجود دارد.
سواری و هندلینگ
در جاده، ولار印象 یکدستتری نسبت به بخشهای دیگر ارائه میدهد. همانند قبل، مدلهای شش سیلندر، PHEV و خودروهای تریم Dynamic HSE همه تعلیق بادی تطبیقی با تنظیم ارتفاع را استاندارد دریافت میکنند – و میتوانید آن را در خودروی چهار سیلندر پایینتر به عنوان بخشی از پکیج Dynamic Handling به قیمت ۲۲۲۵ پوند داشته باشید (همانند خودروی آزمایشی ما).
با این تجهیزات، تجربه رانندگی ولار پر از نرمی و تنوع چشمگیر است. حالت Comfort را انتخاب کنید و خودرو به آرامی شناور میشود و حس محصورکنندهای دارد. به جای آن Dynamic را انتخاب کنید و کنترلها سنگینتر، پاسخها تیزتر و جذابیت رانندهای ظریف و دلپذیر ظاهر میشود.
در همه حال، ولار لوکس و نرم به نظر میرسد. عایق مکانیکی یا سواری آن به اندازه نسل جدید رنج روور و رنج روور اسپورت نیست، اما همچنان نوازشگر است – و به وضوح میتواند شاسیبلندی باشد که هم از رانندگی لذت ببرید و هم در آن سفر کنید.
برای راننده مشتاق، پذیرش دلیل وجودی این خودرو آسان است، زیرا لندروور با حذف سختافزار سنگین آفرود که اکثر مالکان به آن نیاز ندارند، راه را برای رنج رووری باز کرد که در جاده بهتر رانده میشود. و در حالی که به وضوح سبکوزن نیست، ولار این را دنبال میکند. شناور، بالشتکی و نسبتا آرام روی زمین است، اما به نحوی در تماس با جاده و تحت کنترل دائمی و محتاط حرکات بدنه قرار دارد.
حتی روی لاستیکهای هیبریدی M+S آفرود استاندارد، فرمان دقیق، تیز و با وزن متوسط و سطح گریپ قوی و متعادل دارد. به طور خلاصه، در سواری و هندلینگ ولار بسیار خوب است.
در حالت Comfort، با سرعتهای شهری با نفوذهای بزرگ به خوبی کنار میآید و واقعا لوکس به نظر میرسد. در سرعتهای جاده A و جادههای B ناهموارتر، وقتی در حالت Auto رانندگی رها شود بهترین ترکیب راحتی و کنترل بدنه را ارائه میدهد و در حالت Dynamic گاه لرزش سر و شکایت ساختار بدنه روی آسفالت واقعا شکسته ایجاد میکند.
قطعا در تنظیم Dynamic تعلیق، بهبود در پاسخ هندلینگ و کنترل بدنه وجود دارد، زیرا به ولار اجازه میدهد جرم خود را هوشمندانه مهار کند و هنگام عجله کردن، تیز و پاداشدهنده به نظر برسد. و در هیچ نقطهای تعلیق از سواری پر سر و صدا و توخالی که در خودروهای بادیاسپرینگ ممکن است پیدا شود رنج نمیبرد. سطح عایق سواری آن به اندازه رنج روور بزرگتر و رنج روور اسپورت نیست، اما همچنان در برابر رقبا رقابتی است.
پاسخهای جهتگیری نسبتا کند و جمع شدن رول بدنه که طی دههها ویژگی تجربه رانندگی رنج روور شده، در ولار نیز هنگام رانندگی سخت وجود دارد. اگر JLR خودرویی بدون هیچکدام میساخت، احتمالا اصلا شبیه رنج روور به نظر نمیرسید.
اما ولار کنترل نزدیکتری روی حرکات بدنه نسبت به خواهران بزرگتر خود دارد و شاسی متعادل خود را برای مدت طولانیتری هنگام تکیه دادن در پیچها حفظ میکند. هر دو ویژگی باعث میشود بیشتر شبیه خودروی راننده باشد تا شاسیبلند بلند و سنگین همهجارو. در حالت Dynamic، دقت و تعادل کافی برای آمادهسازی ولار برای استفاده سریع جادهای وجود دارد.
به حد گریپ برسید و سیستم بردار گشتاور آن را بسیار وفادارانه در خط نگه میدارد در حالی که از پیچها خارج میشوید و لاستیکهای M+S آن به طور شگفتانگیزی روی آسفالت خشک چسبندگی دارند.
مصرف سوخت و هزینههای نگهداری
اینکه ولار نسبتا گران است نباید کسی را شگفتزده کند. با مدل چهار سیلندر P250 بنزینی از بالای ۵۰ هزار پوند شروع میشود و برای یک P400e PHEV مجهز خوب بالای ۷۰ هزار پوند پرداخت خواهید کرد – در بخشی از بازار که بی ام و X3ها و آئودی Q5ها هنوز با قیمتهایی شروع میشوند که با عدد چهار آغاز میشود.
ارزش باقیمانده قوی باید معاملات مالی ماهانه خودرو را حداقل کمی قابل تحملتر از قیمتهای برچسب نمایشگاهی کند. این خودرو به وضوح محصولی در سطح پریمیوم حتی در میان «SUVهای پریمیوم» قرار دارد و برای جذابیت استایلمحور و لوکس داخل کابین که روی آن معامله میکند، JLR استدلال خواهد کرد که ارزشمند است و شاید کاملا بیمنطق نباشد.
گالری تصاویر
نظرات کاربران
- علی رضایی★★★★★
طراحی ولار واقعا چشمنواز است و کابین لوکس آن حس خاصی دارد. سواری نرم و هندلینگ خوبش برای جادههای ایران عالی است.
تاريخ انتشار: 2026-01-17 - سارا محمدی★★★★★
نسخه دیزلی D200 مصرف سوخت مناسبی دارد و در شهر راحت است. فقط قیمت قطعات یدکی کمی بالاست.
تاريخ انتشار: 2026-01-18 - محمد حسینی★★★★★
بهترین SUV لوکس متوسط که سوار شدم. طراحی داخلی مدرن و سیستم تعلیق بادی فوقالعاده است.
تاريخ انتشار: 2026-01-19 - فاطمه احمدی★★★★★
ظاهر مفهومی ولار هنوز بعد از سالها جذاب است. فضای عقب برای خانواده کافی است.
تاريخ انتشار: 2026-01-19 - رضا کریمی★★★★★
عملکرد موتور شش سیلندر عالی و شتاب خوب. حتما توصیه میکنم نسخه P400 را انتخاب کنید.
تاريخ انتشار: 2026-01-22 - نازنین پور★★★★☆
سیستم اطلاعاتی جدید بهتر شده اما هنوز به کنترلهای فیزیکی عادت دارم.
تاريخ انتشار: 2026-01-23 - امیر طاهری★★★★★
برای آفرود سبک عالی عمل میکند. ارتفاع قابل تنظیم خیلی کمک میکند.
تاريخ انتشار: 2026-01-23 - لیلا رحیمی★★★★★
رنگهای جدید بدنه خیلی شیک هستند. ولار واقعا متفاوت به نظر میرسد.
تاريخ انتشار: 2026-01-27 - حسین نجفی★★★★★
مصرف سوخت واقعی حدود ۵۰ مایل بر گالن در رانندگی آرام است. عالی برای سفرهای طولانی.
تاريخ انتشار: 2026-01-28 - مهسا کاظمی★★★★★
صندلیها خیلی راحت هستند و موقعیت رانندگی عالی است.
تاريخ انتشار: 2026-01-30





